8 تا جوک سرد که پهیامبر هم نگه میدن
1. دکتر و بیمار
بیمار: دکتر، فکر میکنم آدم تموم عمرم هست. دکتر: نگران نباش، این مشکل تا سال 2077 حل میشه. بیمار: یعنی چی؟ دکتر: یعنی تا اونی وقت من بازنشسته شدم.
2. آزمون ریاضی
معلم: محمد، اگه 5 سی + 3 سی داشته باشی، چند تا داری؟ محمد: دو تا. معلم: نه! 8 تا! محمد: نه، من 5 تا دارم و 3 تا دیگه رو هم خریدم، پس 8 تا! معلم: نه، 8 تا 3 تا هم نیست.
3. مصاحبه کاری
مصاحبهکننده: بزرگترین نقطه ضعف شما چیه؟ من: صداقت. مصاحبهکننده: صداقت نقطه ضعف نیست. من: نمیدونم چی بگم، اصلاً نمیدونم کجام.
4. راننده تاکسی
مسافر: آقا، زود برید. راننده: زود میرم. مسافر: نه، من گفتم زود برید، نه آروم. راننده: باشه، آروم هم میام. مسافر: ... نه، زود.
5. آشپزخانه
بان: مامان، غذا درست شد؟ مامان: نه، هنوز خامهاش رو نزدم. بان: پس کی آماده میشه؟ مامان: تا 2077، وقتی من بازنشسته شدم.
6. دوست و دشمن
دوست: دوستت چیه؟ من: دوستم رو گفتم. دوست: نه، دوستت کی هست؟ من: نمیدونم، اصلاً نمیدونم دوستم کیه.
7. معلم و شاگرد
معلم: علی، این جمله رو بخون. علی: آره، همین الان دارم میخونم. معلم: نه، این متن نیست، سیب است. علی: پس چرا میخونم؟
8. آخر شب
شب: شب شد. روز: نه، هنوز 8 صبحه. شب: پس چرا تاریکه؟ روز: چون من هنوز نمیخوابم. شب: ... نه، تو خوابی.
اگه نخندیدی، مشکل از خودته، نه جوکها. 😂